ميرزا حسن حسينى فسايى

699

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

جناب ميرزا ابو القاسم گيلانى « 1 » مشهور به قمى و جناب آقا سيد على طباطبائى « 2 » اصفهانى مشهور به كربلائى و جناب شيخ جعفر نجفى « 3 » كه هريك در مرتبه حجة الاسلامى بودند ، استفتا نمودند كه مجادله و محاربه سپاه مسلمانان با لشكر جماعت روسيه كه در ممالك اسلام استيلا يافته و رايات كفر افراشته‌اند ، بر وفق شرع مبين و قانون دين متين است و اعانت و حمايت آن سپاه به مال و رجال بر افراد مسلمانان واجب و لازم است يا نه ؟ و همچنين از حضرت عالى درجات ملا احمد نراقى « 4 » و حاجى مير محمد حسين سلطان العلما « 5 » ، امام جمعه اصفهان و حاجى محمد حسن قزوينى « 6 » ساكن شيراز و حاجى ميرزا ابراهيم مجتهد شيرازى « 7 » نوادهء حضرت مغفرت مآب سيد على خان علامه « 8 » ، مستدعى نگارش حقيقت اين مدعى گرديد و پس از قليل مدتى ، رسالات عديده از اطراف عراق عرب و عجم و فارس و اصفهان رسيد كه پادشاه مسلمانان در اين جنگ غازى فى سبيل اللّه است و مجادله با كفره روسيه با قدرت از واجبات عينيه است و هرچه به قاعدهء شرع شريف خراج حسابى از رعايا گرفته و صرف در اين راه شود بىشبهه حلال و مباشرين امور اين جنگ به شرط ديانت و امانت ، اندوزنده ثواب و مأجور در روز حسابند و بر وضيع و شريف مسلمانان واجب است كه براى تقويت دين و اعلاى كلمه حق [ ال ] يقين و حفظ بيضهء اسلام ، تهيهء حرب سازند و در وقت ضرورت به دفع كفار پردازند و ميرزا بزرگ بعد از وصول اين فتاوى ، رساله‌اى نگاشته و خلاصهء اقوال مجتهدين را نوشته و نام او را رسالهء جهاديه « 9 » گذاشته است پس از اين ، اهالى ايران را عرق حميت اسلام به جوش آمد و هر نفر از اهل حرفت تا عالم متبحر ، اسباب جنگ را براى خود مهيا داشت و منتظر وقت دفاع گرديد . و عيد نوروز سنه ئيلان‌ئيل در روز سه‌شنبه چهارم ماه صفر اين سال [ 1224 ] « 10 » اتفاق افتاد و از ارمنستان خبر رسيد كه ايمپراطور روس ، غراف گداويج را براى شكستى كه در جنگ ايروان يافت از سردارى گرجستان معزول نمود و طورمصوف « 11 » نامى را به جاى او سردار كرده ، روانه داشت . پس حضرت شهريار فتح على شاه ، سپاه نصرت‌پناه را از ممالك محروسه احضار فرمود كه در موعد معين در چمن سلطانيه حاضر باشند و چون مستر هرفرد جنس سفير كبير دولت انگليس از امناى دولت خود نوشته داشت كه يك‌صد و بيست هزار تومان وجه نقد رايج ايران از كمپنى « 12 » هندوستان گرفته ، براى تدارك جنگ با لشكر روس كارسازى امناى دولت ايران

--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 . ( 6 ) و ( 7 ) و ( 8 ) . اين نامها در روضة الصفا و ناسخ التواريخ نيامده است . ( 9 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 184 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 456 ، و « جهاديه » با مقدمه جهانگير قائم‌مقامى ، تهران 1352 . ( 10 ) . برابر با 21 مارس 1809 . ( 11 ) . Alexander Tormasov و ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 186 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 462 . ( 12 ) . همان كمپانى يا شركت است . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 186 ، و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 458 .